ذبيح الله صفا

1285

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

مناقب افلاكى داراى انشاء سليس و روان و نشان‌دهندهء نفوذ قاطع و شديد زبان و ادب فارسى در قرن هشتم در آسياى صغير و ميان ساكنان باسواد و درس‌خواندهء آن سرزمين خاصه در ميان سلسله‌هاى صوفيه و على الاخصّ ميان فرقهء مولويه است كه پيشوايشان از تخت‌نشينان ملك سخن فارسى بود . بيان افلاكى در همه جاى مناقب در عين استادى و در همان حال كه نشان‌دهندهء اطلاع وافر او از عربيّت است ، ساده و دور از پيرايه‌هاى لفظى است . وى بندرت و برحسب اتفاق گاه اسجاع و يا صنعتهاى سهل الوصولى به كار مىبرد اما گويا قصد او ازين كار مطلقا توجه بتصنّع نبود بلكه از مقولهء استعمال عبارات متداول در موارد خاصى از قبيل ذكر نعوت و اوصاف و مقامات بزرگان بود و پيداست كه ديباچهء كتاب او را نبايد در اين بحث وارد كرد زيرا بنابر روش غالب مؤلفان متضمن عبارات مصنوعى است كه عادة در ديباچه‌هاى كتب به كار مىبردند . در مناقب افلاكى به مقدار زيادى از تعبيرات و تركيبات فارسى يا عربى كه در فارسى ، خاصه فارسى متداول در آسياى صغير ، معمول بوده است ، و نيز به مقدار زيادى از تركيبات و اصطلاحات خانقاهى و عرفانى ، و همچنين باصطلاحاتى كه دربارهء طبقات دربارى و اجتماعى معمول بوده است ، بازمىخوريم كه مطالعهء آنها خالى از فايده نخواهد بود . آقاى تحسين يازيجى مصحح مناقب افلاكى فهرست خوبى از اين دسته‌هاى مختلف مفردات و مركبات كتاب مذكور ترتيب داده و در پايان نسخهء چاپى آن بطبع رسانيده است . اما اهميت بيشتر مناقب العارفين در اطلاعات سودمنديست كه دربارهء مولوى و پدر و مربيّان و جانشينان او مىدهد كه همچنانكه گفته‌ام از جملهء اطلاعات دست اول درين ابوابست . از چند مورد در كتاب مناقب العارفين چنين برمىآيد كه افلاكى شعر متوسطى نيز مىساخته است « 1 » .

--> ( 1 ) - مناقب العارفين ص 973 و ص 1000 .